ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
873
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
فصل نخستين در اينكه دانشها [ 1 ] و آموزش در عمران و اجتماع بشرى از امور طبيعى است زيرا همهء جانوران با انسان در خصوصيات حيوانى مانند حس و حركت و تغذيه و در پناهگاه زيستن و جز اينها شركت دارند و انسان از ديگر جانوران تنها به مزيت انديشه باز شناخته مىشود ، انديشهاى كه بدان به تحصيل معاش خود رهبرى مىشود و با ابناى جنس خود دربارهء آن همكارى مىكند و اجتماعى كه براى اين همكارى و تعاون آماده است و پذيرفتن احكامى كه پيامبران براى او از سوى خداى تعالى آوردهاند و عمل كردن به آن احكام و پيروى مصلحت آخرتش پس او در همهء اينها پيوسته ميانديشد و به اندازهء يك چشم بر هم زدن هم از انديشيدن در آنها سست نمىشود ، بلكه جنبش و خلجان انديشه از چشم بر هم زدن هم سريعتر است و از اين انديشه است كه همهء دانشها و صنايعى كه در فصول پيش ياد كرديم به وجود ميآيد و هم بخاطر اين انديشه و سرشتى كه انسان و بلكه حيوان بر آن آفريده شده است براى بدست آوردن خواهشهاى طباع خود [ مىكوشد ] . پس انديشه شيفتهء بدست آوردن ادراكاتى است كه در آن نيست و از اين رو انسان به كسانى رجوع مىكند كه در دانشى بر او سبقت جستهاند يا معرفت و ادراكى از او فزونتر دارند . يا معلومات خود را از آثار و احكام پيامبران گذشته فرا ميگيرد كه آنها را براى كسانى كه بخواهند بياموزند تبليغ مىكنند از اين رو احكام را از ايشان فرا مىگيرد و با شيفتگى فراوان در اخذ تعاليم و دانش آنان ميكوشد ، سپس انديشه و نظر او به يكى از حقايق متوجه مىشود و به آنچه براى او ( از آن حقيقت واحد ) بذاته عارض مىشود يكى پس از ديگرى مىنگرد و در
--> [ 1 - ) ] دانش : ( 1 ) و ( ب ) و ( ك ) .